سه هزار
Advertisement
جدیدترین مطالب
Article Image
فصلنامه «گام سوم» شماره ۱

در این شماره، مقالات متنوعی در موضوعات اقتصاد، آینده مشاغل، آینده‌پژوهی، خانواده، تغییرات اقلیمی و سیاست به همراه بخش‌ها نوشتار، شرح مفصل، گفت‌وگو و پرونده‌ای با عنوان «شک عمیق» چاپ شده است.

Article Image
کاهش هدررفت غذا با اپلیکیشن موبایلی

اگرچه این اپلیکیشن غذای باقی‌مانده‌ی رستوران‌ها را ارزان در اختیار کاربران قرار می‌دهد، اما همچنان ابهاماتی درباره‌ی میزان واقعی کاهش هدررفت و استفاده‌ی تجاری برخی کسب‌وکارها از این سیستم وجود دارد.

Article Image
چالش‌های مدیریت تیم کاری با اعضایی از نسل Z

رهبری موفق تنها به ارائه عالی بستگی ندارد؛ حمایت تیمی و مسئولیت‌پذیری نیز مهم است. در بحبوحه آماده‌سازی برای جلسه‌ای مهم، مخالفت یکی از اعضای تیم می‌تواند تنش ایجاد کند. شد. آیا انگیزه‌های فردی فراتر از مسئولیت‌های کاری هستند؟

Article Image
معلمان باید پتانسیل ChatGPT را بررسی کنند

بسیاری از دانش‌آموزان اکنون از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای انجام تکالیف خود استفاده می‌کنند. معلمان باید نحوه گنجاندن این ابزارها در فرآیند تدریس و یادگیری را مطالعه کنند و در عین حال، خطرات آن را به حداقل برسانند.

...

نویسنده: کارل اوهمان        مترجم: مرجان بختیاری        ۱۳ اسفند ۱۴۰۳

چالش نوظهور عصر دیجیتال؛ اینترنت پیر، کاربران مرده!

روزی می‌رسید که تعداد کاربران مرده‌ی اینترنت از کاربران زنده‌ی آن بیشتر خواهد شد و نکته اینجاست که مردگان روی هیچ آگهی کلیک نمی‌کنند، اما همچنان به فضای سرور نیاز دارند! هر تصمیمی که در این زمینه گرفته شود، بر اساس سودآوری برای شرکت‌های بزرگ فناوری خواهد بود.


این مطلب نوشته‌ای است از کارل اوهمان که در تاریخ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴ با عنوان
Everyone on the Internet Will Die. We Need a Plan for Their Data
در وب‌سایت  Timeمنتشر شده است.


اینترنت در حال پیر شدن است. ممکن است در دهه‌ی ۲۰۶۰ تعداد کاربران مرده‌ی فیسبوک از کاربران زنده‌ی آن بیشتر شود. بسیاری از پلتفرم‌هایی که امروزه بخشی از زیرساخت‌های اساسی جامعه هستند، با چشم‌اندازی مشابه روبه‌رو خواهند شد. سرنوشت این پلتفرم‌ها—و کاربرانشان—پس از مرگ، به میدان نبردی حیاتی برای آینده‌ی اینترنت تبدیل خواهد شد که پیامدهای بزرگی برای روابط قدرت در جهان خواهد داشت. با این حال، تاکنون تقریباً هیچ تدارکی برای آن ندیده‌ایم.

در سال ۱۹۹۷، زمانی که «جان پری بارلو» بیانیه‌ی مشهور «اعلام استقلال فضای مجازی» را منتشر کرد، با قاطعیت اعلام داشت که دولت‌های جهان—همان «غول‌های گوشت و فولاد» که او آن‌ها را چنین می‌نامید—هیچ سلطه‌ای بر فضای مجازی ندارند. او اینترنت را «خانه‌ی جدید ذهن» نامید که در آن شهروندان جوان و مسلط به فناوری، نه پیر خواهند شد و نه دچار زوال. اما اکنون، البته، ما بهتر می‌دانیم. با این حال، همچنان تمایل داریم اینترنت را چیزی بدون گذر زمان تصور کنیم، گویی آنچه در آن رخ می‌دهد بخشی از جریان دائمی تازگی است که ورای جهان مادی قرار دارد. ما همچنین آن را پدیده‌ای عمدتاً مربوط به نسل جوان می‌دانیم. به‌طور خلاصه، ما فضای مجازی را فضایی بی‌زمان می‌پنداریم.

هیچ‌کدام از این باورها درست نیستند. ما می‌دانیم که همه‌ی کاربران اینترنت خواهند مرد و صدها میلیون، یا حتی میلیاردها نفر، در سه دهه‌ی آینده این سرنوشت را تجربه خواهند کرد. همچنین می‌دانیم که این موضوع تهدیدی جدی برای اقتصادی است که بر پایه‌ی تبلیغات هدفمند بنا شده است (مردگان بر روی هیچ آگهی‌ای کلیک نمی‌کنند، اما همچنان به فضای سرور نیاز دارند). با این حال، به نظر می‌رسد که غول‌های فناوری هیچ برنامه‌ای برای مقابله با پر شدن سرورهای مادی‌شان از داده‌های کاربران مرده ندارند. از آنجا که افراد درگذشته معمولاً حقوقی برای حفظ حریم خصوصی داده‌هایشان ندارند، این اطلاعات ممکن است ارزشی جدید به‌عنوان داده‌های آموزشی برای مدل‌های جدید هوش مصنوعی پیدا کند یا حتی در قالب نوعی «میراث به‌عنوان خدمت» به بازماندگانشان فروخته شود. اما ابعاد اخلاقی این مسئله پیچیده و تأثیرات مالی آن مبهم است.

همچنین می‌دانیم که هرکس کنترل این داده‌ها را به دست بگیرد، قدرت عظیمی بر آینده‌ی دسترسی ما به گذشته خواهد داشت. کافی است در نظر بگیریم که اکنون تنها یک نفر—ایلان ماسک—مالک تمام توییت‌هایی است که جنبش #MeToo را شکل داده‌اند. همین موضوع درباره‌ی میلیون‌ها توییت مربوط به جنبش جان سیاه‌پوستان مهم است، بهار عربی و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده در سال ۲۰۱۶ نیز صادق است. در آینده، هنگامی که تاریخ‌نگاران بخواهند گذشته را مطالعه کنند، این ماسک و مارک زاکربرگ خواهند بود که شرایط این دسترسی را تعیین می‌کنند.

تجربه (و منطق ساده) به ما نشان می‌دهد که پلتفرم‌هایی که امروز بر دنیای فناوری تسلط دارند، دیر یا زود شکست خواهند خورد و از بین خواهند رفت. پس چه بر سر داده‌های کاربران خواهد آمد؟ آیا این اطلاعات مانند دیگر دارایی‌ها به بالاترین پیشنهاددهنده فروخته خواهند شد؟ آیا برای آموزش الگوریتم‌های جدید به‌منظور ردیابی کاربران یا حتی نوادگان آن‌ها مورد استفاده قرار خواهند گرفت؟ تصور فروپاشی یک شرکت آزمایش DNA که خصوصی‌ترین اطلاعات ما را در سرورهایش ذخیره کرده است، تصویری هولناک است. این پرسش‌ها نشان می‌دهند که سرنوشت بازمانده‌های دیجیتال ما به‌طور جدایی‌ناپذیری با حریم خصوصی افراد زنده گره خورده است. با این حال، تا به امروز پاسخ‌های اندکی برای آن‌ها وجود دارد و به نظر می‌رسد که گویی تصور نابودی یک غول فناوری فراتر از درک ماست.

با چنین پیامدهای بزرگی، ضروری است که درباره‌ی چگونگی پیر شدن اینترنت گفت‌وگو کنیم. باید طرحی داشته باشیم برای آنچه بر سر نسل‌های پیشین خواهد آمد—نسل‌هایی که روزبه‌روز بیش از پیش فضای دیجیتال را با آن‌ها سهیم می‌شویم. همچنین باید اطمینان حاصل کنیم که پلتفرم‌های در حال زوال می‌توانند به شیوه‌ای منظم و حساب‌شده منحل شوند. تدوین چنین طرحی کاری نیست که بتوان آن را به کارشناسان واگذار کرد. هیچ راه‌حل فناورانه‌ای برای آن وجود ندارد، زیرا در اصل، مسئله‌ای سیاسی و حتی فلسفی است.

سؤالاتی که باید از خود بپرسیم، شامل این موارد می‌شود: چگونه می‌خواهیم با گذشته و ساکنان آن (یعنی درگذشتگان) همزیستی کنیم؟ چه اصولی باید راهنمای ما در مدیریت میراث دیجیتال باشد؟ داده‌های دیجیتالی ما تا چه مدت (و آیا اساساً) باید در دسترس بمانند و با چه هدفی؟

امروز، پاسخ به این پرسش‌ها تقریباً به‌طور کامل به بازار سپرده شده است. هر تصمیمی که در این زمینه گرفته می‌شود، بر اساس آن چیزی است که شرکت‌های بزرگ فناوری سودآور می‌دانند. این شیوه‌ی مسئولانه‌ای برای مدیریت اینترنت در حال پیر شدن نیست. در عوض، باید اینترنت و نقش خود در نگهداری از آن را به‌عنوان یک پروژه‌ی بلندمدت بین‌نسلی در نظر بگیریم. همان‌طور که جهانی‌شدن با درنوردیدن مرزهای مکانی، ما را به شهروندان جهان (cosmopolitans) بدل کرد، پیر شدن اینترنت نیز ما را وادار می‌کند تا با شکستن مرزهای زمانی، به شهروندان آرشیو (archeopolitans) تبدیل شویم.

از زمان بیانیه‌ی بارلو، ما همواره فضای مجازی را پدیده‌ای اساساً نو و مستقل از گذشته تصور کرده‌ایم. بارلو در آن زمان نوشت: «به نمایندگی از آینده، از شما که متعلق به گذشته‌اید، می‌خواهم که ما را رها کنید.» اما اگر خود را—به‌عنوان نخستین نسل دیجیتال—شهروندان آرشیو بدانیم، درخواهیم یافت که این ما، زندگان، هستیم که تازه‌واردیم. چراکه آرشیوها همواره متعلق به مردگان بوده‌اند. آنچه در دنیای آنلاین تغییر کرده، این است که زندگان اکنون در کنار آنان سکونت گزیده‌اند.

یک «شهروند آرشیو» بودن، یعنی پذیرش این واقعیت و برخورد مسئولانه با وظیفه‌ی بین‌نسلیِ مدیریت اینترنت. گام نخست در این مسیر، تدوین حداقل یک چارچوب اساسی برای نحوه‌ی پیر شدن و در نهایت، از میان رفتن اینترنت، پلتفرم‌ها و کاربران آن است—به شکلی که هم کرامت این فضا حفظ شود و هم حریم خصوصی بازماندگان به خطر نیفتد. از این رو، از دولت‌های جهان—همان غول‌های گوشت و فولاد—می‌خواهم که این وظیفه را آغاز کنند. در غیر این صورت، ممکن است تا یک دهه‌ی دیگر، برای انجام این کار خیلی دیر شده باشد.


درباره نویسنده:
کارل اوهمان؛ دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه اوپسالا، سوئد و نویسنده‌ی کتاب «زندگی پس از مرگ داده‌ها: چه بر سر اطلاعات شما می‌آید وقتی می‌میرید و چرا باید برایتان مهم باشد» است.

منبع: Time

مطالب مرتبط