جدیدترین مطالب

فصلنامه «گام سوم» شماره ۱
در این شماره، مقالات متنوعی در موضوعات اقتصاد، آینده مشاغل، آیندهپژوهی، خانواده، تغییرات اقلیمی و سیاست به همراه بخشها نوشتار، شرح مفصل، گفتوگو و پروندهای با عنوان «شک عمیق» چاپ شده است.

چالشهای مدیریت تیم کاری با اعضایی از نسل Z
رهبری موفق تنها به ارائه عالی بستگی ندارد؛ حمایت تیمی و مسئولیتپذیری نیز مهم است. در بحبوحه آمادهسازی برای جلسهای مهم، مخالفت یکی از اعضای تیم میتواند تنش ایجاد کند. شد. آیا انگیزههای فردی فراتر از مسئولیتهای کاری هستند؟

معلمان باید پتانسیل ChatGPT را بررسی کنند
بسیاری از دانشآموزان اکنون از چتباتهای هوش مصنوعی برای انجام تکالیف خود استفاده میکنند. معلمان باید نحوه گنجاندن این ابزارها در فرآیند تدریس و یادگیری را مطالعه کنند و در عین حال، خطرات آن را به حداقل برسانند.

چالش نوظهور عصر دیجیتال؛ اینترنت پیر، کاربران مرده!
روزی میرسید که تعداد کاربران مردهی اینترنت از کاربران زندهی آن بیشتر خواهد شد و نکته اینجاست که مردگان روی هیچ آگهی کلیک نمیکنند، اما همچنان به فضای سرور نیاز دارند! هر تصمیمی که در این زمینه گرفته شود، بر اساس سودآوری برای شرکتهای بزرگ فناوری خواهد بود.

نویسنده: مورگان میکر مترجم: مرجان بختیاری ۶ فروردین ۱۴۰۴
کاهش هدررفت غذا با اپلیکیشن موبایلی؛ صرفهجویی یا جذب مشتری!
اگرچه این اپلیکیشن غذای باقیماندهی رستورانها را ارزان در اختیار کاربران قرار میدهد، اما همچنان ابهاماتی دربارهی میزان واقعی کاهش هدررفت و استفادهی تجاری برخی کسبوکارها از این سیستم وجود دارد.
این مطلب نوشتهای است از مورگان میکر که در تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۴ با عنوان
I Spent a Week Eating Discarded Restaurant Food. But Was It Really Going to Waste
در وبسایت Wiredمنتشر شده است.
اپلیکیشن Too Good To Go وعده میدهد که با هدایت غذاجویان ارزانقیمت به غذاهای باقیماندهی رستورانها، از هدررفت غذا جلوگیری کند. اما هفتهای که با این اپلیکیشن زندگی کردم، باعث شد از خود بپرسم: آیا Too Good To Go واقعاً به همین خوبی است؟
ساعت ۱۰ شبِ یک چهارشنبه است و من در Blessed، یک غذاخوری در جنوب لندن، ایستادهام و نیمهگوش به حرفهای مشتری دیگری میدهم که با جدیت دربارهی عیسی مسیح صحبت میکند. سر تکان میدهم و سعی میکنم توجه کنم، در حالی که صدای موسیقی رگه از داخل مغازهی کوچک زردرنگ طنینانداز شده است. اما در واقع تنها چیزی که ذهنم را مشغول کرده، این است: داخل کیسه چیست؟
کیسهی امشب پلاستیکی و آبی است. مردی خندان آن را از پشت پیشخوان به من میدهد. تنها زمانی که از سخنرانی مذهبی جدا میشوم و به خانه میرسم، متوجه میشوم که داخل آن چیست: ماهی شور کارائیبی، برنج سفید، سبزیجات، و یک لیوان فرنی غلیظ و قهوهایرنگ.
تمام این هفته، زندگیام با بستههای اسرارآمیزی مانند این گذشته است؛ بستههایی که کافهها، غذاخوریها، و رستورانهای مختلف در لندن به من تحویل دادهاند. غذایی که قرار بود دور ریخته شود، اما من آن را با استفاده از Too Good To Go نجات دادهام؛ اپلیکیشنی دانمارکی که محبوبیتش به سرعت در حال افزایش است، سال گذشته بیش از ۱۲۰ میلیون وعدهی غذایی فروخته و در ایالات متحده نیز بهسرعت در حال گسترش است. به مدت پنج روز، تصمیم گرفتم که تمام بودجهی هفتگی غذا را به این اپلیکیشن اختصاص دهم و فقط از طریق آن غذا تهیه کنم. برای هر وعده، بین ۳ تا ۶ پوند (حدود ۴ تا ۸ دلار) پرداختم و در ازای آن غذاهایی دریافت کردم که از چندین کیک کوچک گرفته تا یک جعبهی بزرگ مواد غذایی متغیر بود. هدفم این بود که ببینم یک شرکت فناوری چه چیزی میتواند دربارهی هدررفت غذا در شهر خودم به من بیاموزد.
کاربران هنگام باز کردن اپلیکیشن Too Good To Go، فهرستی از مکانهایی را مشاهده میکنند که یا در همان لحظه غذای اضافی دارند یا انتظار دارند که بهزودی غذاهای اضافهای داشته باشند. در کنار هر پیشنهاد، توضیح کوتاهی دربارهی رستوران، قیمت، و یک بازهی زمانی برای دریافت غذا درج شده است. کاربران از طریق اپلیکیشن هزینه را پرداخت میکنند، اما این یک سرویس تحویل غذا نیست. بستههای سورپرایزی—که مشتریان فقط بهطور کلی میدانند حاوی چه چیزی هستند—باید حضوری دریافت شوند.
آزمایش خود را ساعت ۹:۳۰ صبح روز دوشنبه، در لابی درخشان هتل Novotel، چند قدمی رودخانهی تیمز، آغاز میکنم. از میان گزینههای صبحانهای که شب قبل در اپلیکیشن موجود بود، این گزینه راحتترین انتخاب بود؛ در مسیر محل کارم قرار داشت و بازهی زمانی تحویلش طوری بود که میتوانستم به جلسهی ساعت ۱۰ برسم. وقتی میگویم برای Too Good To Go آمدهام، یکی از کارمندان پذیرش که لباس رسمی به تن دارد، سری تکان میدهد و به سمت بوفهی صبحانه اشاره میکند. این شعبهی Novotel یک هتل ۲۰۰ پوندی در هر شب است، اما کارکنانش به نظر نمیرسند که از هزینهی ۴.۵۰ پوندی که من پرداختهام ناراضی باشند. یکی از خیریههای حمایت از افراد بیخانمان به من میگوید که مشتریانش این اپلیکیشن را دقیقاً به همین دلیل دوست دارند: غذای ارزان، بدون برچسب و انگ اجتماعی. یکی از کارکنان با احترام یک کیسهی سفیدرنگ را که شامل دو جعبهی پلیاستایرنی است، به من میدهد؛ درست مثل این که من یکی از مهمانان معمولی هتل باشم.
جعبهها را در دفترم باز میکنم. یکی از آنها پر از شیرینیهای کوچک است، و دیگری مملو از صبحانهی کامل انگلیسی. دو تخممرغ نیمرو روی انبوهی از تخممرغهای اسکرامبل شده قرار گرفتهاند. چهار سوسیس در کنار انبوهی از قارچها جا خوش کردهاند. با پشتکار شروع به خوردن میکنم—یک لقمه تخممرغ نیمروی سرد، یک قاشق قارچ، هر چهار سوسیس. با یک کروسان کار را تمام میکنم. این حجم از غذا باعث میشود بهشدت احساس سیری کنم، در حدی که نزدیک است حالم بد شود. در نهایت، کروسانهای باقیمانده را در آشپزخانهی اداره میگذارم و بقیهی غذا را داخل سطل زباله میاندازم. این یک شروع ناامیدکننده به نظر میرسد. قرار بود غذای هدررفته را نجات دهم، نه اینکه آن را دور بریزم.
در دو روز بعدی، مانند یک جویندهی غذا در شهر خود زندگی میکنم و برنامهی روزانهام را بر اساس زمانهای دریافت غذا تنظیم میکنم. پیادهروی و دوچرخهسواری میکنم تا به کافهها، رستورانها، بازارها و سوپرمارکتها برسم—هم به جاهایی که قبلاً رفتهام و هم به مکانهایی که هرگز به آنها توجه نکرده بودم. برخی از بستههای سورپرایزی فقط برای یک وعده غذا کافی هستند، در حالی که برخی دیگر میتوانند برای چند روز دوام بیاورند. صبح سهشنبه، بستهی ۳.۵۹ پوندیام شامل یک کیک کوچک و یک قرص نان ترش کمی بیات است که برای سه روز دیگر صبحانهام را تأمین میکند. هفتهی بعد، وقتی بدون استفاده از اپلیکیشن به همان کافه برمیگردم، فقط قیمت همان نان ۶.۹۵ پوند است.
اپلیکیشن Too Good To Go در سال ۲۰۱۵ در کپنهاگ توسط گروهی از کارآفرینان دانمارکی تأسیس شد که از میزان غذای هدررفته در بوفههای سلفسرویس نامحدود ناراضی بودند. ایدهی آنها برای استفادهی مجدد از این غذاها بهسرعت مورد استقبال قرار گرفت و دامنهی فعالیت این اپلیکیشن به رستورانها و سوپرمارکتها نیز گسترش یافت. یک سال پس از تأسیس شرکت، مته لوکه در اتوبوس نشسته بود که زنی اپلیکیشن را به او نشان داد و طرز کار آن را توضیح داد. او چنان تحت تأثیر قرار گرفت که با شرکت تماس گرفت و پرسید آیا میتواند به آنها کمک کند. اکنون، شش سال است که لوکه مدیرعامل این شرکت است.
او میگوید: «من واقعاً از هدر دادن منابع متنفرم. این ایدهای بود که همه در آن برنده بودند.» از نگاه او، رستورانها برندهاند چون بابت غذایی که در غیر این صورت دور ریخته میشد، پول دریافت میکنند؛ مشتریان برندهاند چون هم غذای ارزان دریافت میکنند و هم جاهای جدید را کشف میکنند؛ و محیط زیست برنده است زیرا، به گفتهی او، هدررفت غذا ۱۰ درصد از انتشار گازهای گلخانهای در جهان را تشکیل میدهد. زمانی که غذای دورریختهشده در محل دفن زباله فاسد میشود، متان در جو آزاد میکند—و خانهها و رستورانها دو عامل اصلی این مشکل هستند.
اما این اپلیکیشن باعث نمیشود که احساس کنم در حال نجات دادن سیاره هستم. در عوض، بیشتر حس میکنم که هر روز در یک شکار گنج برای غذای ارزان شرکت میکنم. روز چهارشنبه، Too Good To Go مرا به زیر یک طاق راهآهن هدایت میکند که بهعنوان انبار اپلیکیشن تحویل مواد غذایی Gorillas عمل میکند. پیش از آنکه حتی کلمهی «Too Good To Go» را بر زبان بیاورم، یک نوجوان با مویی بلند که روی پیشانیاش ریخته، بیسروصدا از میان قفسهها بیرون میآید و کیسهی امشب را به من تحویل میدهد: مواد غذاییای که هنوز چند روز تا تاریخ انقضای آنها باقی مانده است و به طرز مشکوکی برای تهیهی یک وعدهی کامل غذای دو نفره کافی هستند. با پرداخت ۵.۵۰ پوند، بستهی من شامل پاستای تازه، پستو، خامه، بیکن، ترهفرنگی، و یک بسته سبزیجات مخصوص تفتدادن است که همسرم همهی آنها را در یک غذای پاستای خوشمزه ترکیب میکند. این موضوع بیش از حد راحت و ایدهآل به نظر میرسد که واقعاً هدررفت غذا باشد. شاید Gorillas قصد دارد من را به یکی از مشتریان خودش تبدیل کند؟ وقتی از شرکت مادر آن، Getir، میپرسم که فروش مواد غذاییای که همچنان تاریخ مصرف دارند چگونه به کاهش هدررفت غذا کمک میکند، پاسخی به ایمیل من نمیدهند.
ظهر پنجشنبه، همچنان به تجربهی Gorillas فکر میکنم، در حالی که مسیر مشخصشده در اپلیکیشن را به سمت دکهی فلافل Wowshee دنبال میکنم، جایی که ۱۴ نفر دیگر پیش از من در صف ایستادهاند. بعد از چند گفتوگوی سرسری، متوجه میشوم که حداقل چهار نفر دیگر در این صف، کاربران Too Good To Go هستند. دیدن این تعداد از ما در یک مکان بار دیگر این سؤال را در ذهنم ایجاد میکند: آیا رستورانها فقط از این اپلیکیشن بهعنوان روشی برای تبلیغات استفاده میکنند؟
اما احمد الشیمی، صاحب Wowshee، مزایای تبلیغاتی این اپلیکیشن را تنها یک «امتیاز کوچک» توصیف میکند. برای او، مزیت اصلی این اپلیکیشن کاهش هدررفت غذا است. او میگوید: «ما میتوانیم محصولی را که قرار بود دور بیندازیم، بفروشیم. و این کار همزمان به محیط زیست هم کمک میکند.» الشیمی که روزانه حدود ۲۰ بستهی سورپرایزی میفروشد، تخمین میزند که استفاده از Too Good To Go میزان غذای هدررفتهی دکهی او را حدود ۶۰ درصد کاهش میدهد. وقتی ۵ پوند برای دو پرس فلافل پرداخت میکنم—که هم برای ناهار و هم برای شامم کافی است—کسبوکار او قبل از کسر مالیات، ۳.۷۵ پوند دریافت میکند. او میگوید: «مبلغ زیادی نیست، اما بهتر از هیچی است.»
روز جمعه، آخرین روز آزمایشم، همهچیز از هم میپاشد. خواب بدی دارم و دیر از خواب بیدار میشوم. نانی که اوایل هفته گرفته بودم، حالا مثل سنگ سفت شده است. برای صبحانه چند پای سیب کوچک میخورم که بخشی از خرید سخاوتمندانهی ۳.۰۹ پوندی از سوپرمارکت Morrisons در شب قبل بود. وقتی اپلیکیشن را مرور میکنم، هیچچیز برایم جذاب به نظر نمیرسد، و حتی اگر هم چیزی توجهام را جلب کند، آنقدر خستهام که حوصلهی بیرون رفتن و جمعآوری غذا را ندارم. بعد از چهار روز خوردن چیزی جز غذای هدررفته، بالاخره تسلیم میشوم و به مواد غذایی آشنایی که در کابینتم پنهان شدهاند، پناه میبرم: دو تخممرغ نیمرو روی نان قهوهای دانهدار موردعلاقهام.
Too Good To Go راهحلی برای راحتی و آسایش نیست. برای من، این اپلیکیشن پاسخی برای یکنواختی ناهارهای اداری بود. باعث شد از روال تنبلی خودم خارج شوم و در عین حال با بودجهی ۵ پوندی در مرکز لندن غذای خوبی بخورم. در صف فلافل، با یکی دیگر از کاربران اپ آشنا شدم که برایم توضیح داد قبل از آشنایی با این اپلیکیشن، هر روز ناهارش را از همان سوپرمارکت و همان ساندویچ تکراری تهیه میکرد. برای افرادی که به آشپزخانه دسترسی ندارند، این اپ یک راه ارتباطی با دنیای غذاهای گرم اضافی محسوب میشود.
TGTG یکی از معدود اپلیکیشنهایی است که واقعاً زندگی را فراتر از گوشی هوشمند بهبود میبخشد. اما شرکت میتواند در ارائهی اطلاعات دقیقتر برای کاربرانی که دغدغهی محیط زیستی دارند، عملکرد بهتری داشته باشد—اطلاعاتی که دقیقاً نشان دهد کمک آنها چه تأثیری در مبارزه با هدررفت غذا دارد و اینکه این سیستم چگونه از سوءاستفادهی رستورانهایی که صرفاً به دنبال جذب مشتریان جدید هستند، جلوگیری میکند. من نمیتوانم ببینم که هر رستوران روزانه چند بستهی سورپرایزی میفروشد یا این اپلیکیشن چه تأثیری بر کاهش میزان غذای دورریختنی یک رستوران دارد. تنها چیزی که دریافت میکنم، یک عدد مبهم است که به من میگوید از انتشار ۴۱ کیلوگرم CO2 معادل ۸,۹۷۰ جلوگیری کردهام، بدون اینکه توضیحی داده شود که این عدد چه مفهومی دارد یا چگونه محاسبه شده است.
در روزی که قرار است این مقاله را به پایان برسانم، یک بار دیگر Too Good To Go را امتحان میکنم. این بار، مقصد یک اغذیهفروشی است که ۱۵ دقیقه تا دفتر کارم پیادهروی دارد. با یک جعبهی پلیاستایرنی ۵ پوندی—این بار بدون کیسه—از آنجا بیرون میآیم که شامل مجموعهای تصادفی از غذاهای باقیمانده از بخش سالادبار است، غذایی که از فروش ناهار باقی مانده است. زیر تودهای از سبزیجات، پاستا، برنج، نصف یک سیبزمینی تنوری، و یک ران مرغ پیدا میکنم. تصادفی بودن این ترکیب باعث میشود واقعاً احساس کنم این غذاها در غیر این صورت دور ریخته میشدند. با احساس رضایت، سریع به سمت دفترم میروم تا غذایم را بخورم.
درباره نویسنده:
مورگان میکر؛ نویسندهی ارشد WIRED است که از لندن دربارهی اروپا و کسبوکارهای اروپایی گزارش میدهد.